مرداب تنهایی
چه بی تابانه انتظار می کشم
چه نجیبانه بر گذر نگاهت لبخند می زنم
و چه مشتاقانه
بر رود پر حادثه نگاهت جاری می شوم
و در آن سوی مرداب تنهایی
چون ذهن دستی تنها
جه فقیرانه
می لرزم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۵/۲۵ ساعت 19:2 توسط محمد صحراگرد
|
بر قطار خاطرات نشسته ام