بعضی ها ...

((بعضی ها چیزهای موجود را می بینند و می پرسند چرا؟

بعضی دیگر چیزهایی را که وجود ندارند تصور می کنند و می پرسند

چرا که نه! ))

                                                           جرج برنارد شاو

گفتم چرا....

 

گفتم چرا قلبم دگر بر تار زلفت گیر نیست

سر بر زمین افکند و گفت خود کرده را تدبیر نیست

گفتم که دیگر گویی یا افتاده ام از چشم تو

با غم نگاهم کرد و گفت:

مولا ز نوکر سیر نیست

گفتم ز پا افتاده ام آخر چه سان سویت شوم

گفتا که:یا زهرا(س)بگو ای بنده هرگز دیر نیست.

       ایام سوگواری بی بی دو عالم تسلیت باد

حرکت عاشقانه

از اردوی راهیان نور به سلامتی برگشتم.

من با اتوبوس VOLVO C457کولردار به فکهرفتم و آنجا فهمیدم که شهید آوینی از اینجا با پوتین های کهنه اش به آسمانها رفته است.

به طلائیه رفتم و نفس کشیدن را در کنار تپه های خاکی احساس کردم. انگار زنده شدم.