به یاد اردوی راهیان نور سال90
دل من بس تنگ است!
ودلم میخواهد
که بیاید اینجا بین این غوغاها...دستان تورا!
بفشارد آن را در دودست سردش...وبگیرد آرام...
این دل بس تنها!
دل من بس تنگ است...

یک صبح زمستانی دیگر
سردسرد...
آسمان گرفته وابری...
و من برای دلم شعر"خورشید می آید" می خوانم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۱ ساعت 9:58 توسط محمد صحراگرد
|
بر قطار خاطرات نشسته ام