باورم نمی شود که خود
آن حکایتی شوم که دیگران
خیلی قبل برایم می گفتند
من با تعجب میگفتم: واقعا؟!!
اما فقط می دانم........
هيچ چيز تغيير نکرده است
فقط تعداد آدم ها بيشتر شده است
در کنار گناه هاي قديم ، گناه هايي جديد ظهور کرده است
عجیب، شگفت انگیز اما واقعی
فریاد می کشم که خود نقش اول داستانی هستم
که عجیب، شگفت انگیز اما واقعیست
برای خود از گناهان و چشمانم به خدا شکایت میکنم
خدایا!!! فریادم، فریادِ معصومیت بود
و هست
و خواهد بود
پس مرا مانند پرنده ای کوچکی که از سرما
به گوشه ای خزیده است بپذیر تا دوباره
بال بیگناهی بگشایم
.