به جای مقدمه
در این خلاء
میان بودن و ماندن
تنها امیدم برای زندگی
یک ذره گذشت ـ یک لبخند ساده از یک آشنا و یک قلب مومن است
که مرا تا پر کشیدن
به اوج نیلی گون ایزدی امیدم دهد
به خدا جز اینها توقعی دیگر از کسی ندارم.
متشکرم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۱/۰۵ ساعت 12:52 توسط محمد صحراگرد
|
بر قطار خاطرات نشسته ام